دو تک بیتی از خودم
آدمی را توبه در هر راه است

عشق راگر بتوان خاموش کرد
شعله ی قهر را سهل تر خاموش کرد

آدمی را توبه در هر راه است

عشق راگر بتوان خاموش کرد
شعله ی قهر را سهل تر خاموش کرد

بسمه تعالی
با سلام و اروزی موفقیت برای تمای دوستان انشاالله قصد راه اندازی مجدد این وبلاگ را دارم لذا از دوستان و علاقه مندان به یاری بنده درخواست میشود نطر خود را گذاشته تا به عنوان نویسنده و یا یکی از مدیران کمکی وبلاگ شروع به کار کنیم
از تمامی کسانی که نظر خاصی برای بهبود بخشیدن و زنده کردن وبلاگ دارند درخواست می کنم نظر خودرا بگذارند و صمیمانه از آنها قدر دانی می کنم
محمد شیرازی مدیر فعلی وبلاگ
| یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم امروز هم گذشت...با مرور خاطرات ديروز با غم نبودنت...و سکوتی سنگين و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط ميروم...فقط ميدوم ياسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما گرمی مهر تو را ميخواهند غنچه های باغ هم دیگر بهانه ميگيرند میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی فقط صدايی مبهم قول داده بودی برایم سیب بیاوری سیب سرخ خورشید سيب سرخ اميد يادت هست؟؟؟ رفتی و خورشید را هم بردی و من در این کوچه های تنگ و تاریک سرگردانم و منتظر برگی از زندگی ام را ورق میزنم امروز به پایان دفترم نزدیکم | ||||
روبر رهش نهادم و بر من نظر نکرد صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
سیل سرشک ما زدلش کین به در نبرد در سنگ خاره قطره ی باران اثرنکرد
یارب توآن جوان دلاور نگاه دار کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد
ماهی ومرغ دوش زافغان من نخفت وآن شوخ دیده بین که سرازخواب برنکرد
میخواستم که میرمش اندرقدم چوشمع او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد
جانا کدام سنگ دل بی کفایت است کو پیش چشم تو جان را سپر نکرد
کلک زبان کشیده ی حافظ در انجمن با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد
حافظ
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم زغفلت منو مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی راچیدیم
وقت پر پر شدنش ساز و نوایی نکنیم
یادمان باشد گر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
تا نگاه هست خواهم ديد تا پگاه هست خواهم روييد
تا راز است ، خواهم جست تا ريا هست خواهم شست
تا هستي است ،خواهم زيست تا مرگ هست ، خواهم خنديد
شهدا مثل گلن ما خارهای دور و برش
آقاجون گل می خری بیا با خار بخرش